خرید بک لینک
مرا در بند افکار خودم، آزاد خواهی کردجهانم را از این ویرانگی، آباد خواهی کرد چه فرقی می کند شادم، وَ یا دردی به جان دارمتو قومی را به غیر از من، از این غم شاد خواهی کرد هنوز اسرار خود را با کسی جز تو نمی گویمیقین دارم سکوتم را شبی فریاد خواهی کرد میان جنگ با دشمن، دلم لرزید تا دیدمتو آن یاری که با هم سنگرت، بیداد خواهی کرد به دام افتادی و محکم گرفتی دست سردم رانفهمیدم مرا هم طعمه صیاد خواهی کرد نمیدانم چه می گویم…. بسوزان شعر هایم رابگو آیا شبی دیوانه ات را یاد خواهی کرد؟ #حمید_رفائی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 4:04

تناقض 2 :: منتخب اشعار حمید رفائی منتخب اشعار حمید رفائیمنتخب اشعار حمید رفائی بایگانی آخرین مطالب پربیننده ترین مطالب محبوب ترین مطالب نویسندگان پیوندهای روزانه پیوندها يكشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۱، ۱۰:۵۱ ب.ظ Hamid Poem ۰ ۰ ۰۱/۱۱/۰۹ Hamid Poem نظرات ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 4:04

جایی میان برزخ و دوزخ نشاندیامشعری بخوان بهانهی چشمانتظاریام  از خندههای خیس بدم آمده ولیباید چطور سَر شود این بیقراریام؟! در آینه به جز تو کسی را ندیدهامبا من چه کردهای که ز خود هم فراریام؟!  دستِ تو دادهام همهی خویش را ولیتو چون همه مرا به خدا میسپاریام این بغض میکُشد بهخدا آخرش مرا طعنه بزن دوباره که شاید بباریام این شهر جای خالی دست تو را که دیدمردم نمک زدند به زخم نداریام  چون پادشاه بیکس و کاری شدم که حال شاید رسیده موسم بیاعتباریام  گر چه بهزخم سینه نمک میزند غزلشعری بخوان بهانهی چشمانتظاریام ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: دوشنبه 13 تير 1401 ساعت: 15:19

گفته بودم دچارخواهی شدو چو من بی قرار خواهی شد باده از چشم مست من خوردیگفته بودم خمار خواهی شد هر که دریای خویش را پس زدپس زدی....     شوره زار خواهی شد صید بی دست و پای من زین پسبا کلوخی شکارخواهی شد گفته بودم نرو که بعد از اینبازی روزگار خواهی شد مثل من خسته ای و میفهممگفته بودم که زار خواهی شد... #حمید_رفائی@hamidrefaeipoem ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: دوشنبه 13 تير 1401 ساعت: 15:19

بی اختیار دست به دامان شعر شد
تا دید با سوال به جایی نمیرسد


وقتی حرام مد شده باشد کسی دگر
با روزی حلال به جایی نمیرسد

من بی هنر نبوده ام اما میان کوه
یک کوزه سفال به جایی نمیرسد

مرداب ها به ساحل دریا نمیرسند
پس شک نکن محال به جایی نمیرسد


دم می دهد تکان که به نانی رسیده است
غافل که با خیال به جایی نمیرسد


در جنگلی که شیر به کنجی نشسته است
با لطف دم شغال به جایی نمیرسد


#حمید_رفایی
@hamidrefaeipoem

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: يکشنبه 25 خرداد 1399 ساعت: 1:42

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: يکشنبه 25 خرداد 1399 ساعت: 1:42

شعر کروناییکرونا قدرت عجیبی داشتهمه چیز و درست می فهمیممرگ وقتی سراغمون اومدتازه میگیم، زندگی کردیم؟ کرونا عشق و تازه معنی کرداین شبا که از این بلا سردههیچ کس، فکر عاشقی هم نیستهر کسی جونشو بغل کرده کرونا درد جاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 20 فروردين 1399 ساعت: 12:56

رویایه رویا تو قلبم پر از بودنهخودم رو کنارت تجسم کنمبهت خیره شم اون قدر که یه روزخودم رو تو چشمای تو گم کنم بهت خیره شم تو همون حال خوشخودم رو تو آغوش تو جا کنمبرای روزایی که دلواپسمبخندی چشاتو تماشا کنمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: چهارشنبه 7 اسفند 1398 ساعت: 7:36

قلم و اشک و شعر و شب، یعنی...باید این بار استخاره کنماز تو گفتن همیشه راحت نیستشاید این بار استعاره کنم زخم یعنی تو رو نمیبینمنمکِ زخم، اینه دنیامیهی نمک روی زخم من، بسه...چجوری توی خواب و رویامی؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:36

غزلی تازه: مرا شکسته اگر روزگار، حرفی نیست...جهان به تو بکند افتخار حرفی نیست... نوشته بود چه اندازه ساده بود این عشقشبیه عشق معما بیار... حرفی نیست! نه این که از سر لج ساکتم، نه، باور کنبدون تو شده دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:36

منی که بال پروازم شکسته

قفس را هم که بر داری اسیرم

اگر تو عاشقی در این جماعت

همان بهتر درش را گل بگیرم

#حمید_رفائی

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:36

روزی خودم را دست باران می سپارمروزی که دیگر خنده هایم غم نداردروزی که قلبم با سکوتی سرد فهمیددیگر تو را هم در کنارش کم ندارد من در جدال عقل و دل فهمیده ام کهیا رومی رومی شوم یا زنگ زنگیمن عقل و دل رادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:36

برای ثانیه ای جای قلب من باشی...
به حال من نشدی گر دچار، حرفی نیست...
#حمید_رفائی

#شعر#شاعر#غزل#کلاسیک#شعر_معاصر#غم#غمگین#هنر#عکس#طراح#طراحی#عکس_نوشته#عشق#عاشقانه

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:36

شده ایا که غمی درد به جانت بدهد؟تا که لب وا بکنی، سنگ دهانت بدهد شده ایا که امیدت به کسی باشد و بعد...ـناگهان او چو همه زخم زبانت بدهد؟ به گمانت به ته درد رسیدی ، اما...و زمان بدتر از آن درد نشانت بدهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:36

❤❤
این که من باشم و یک شهر بدون تو، بس است

کاش باران نزند موقع دلتنگی ما

#حمید_رفائی
@hamidrefaeipoem

برچسب: نویسنده: لیلا میرزایی تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 20:36

صفحه بندی