تناقض
-
تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 4:04
مرا در بند افکار خودم، آزاد خواهی کردجهانم را از این ویرانگی، آباد خواهی کرد چه فرقی می کند شادم، وَ یا دردی به جان دارمتو قومی را به غیر از من، از این غم شاد خواهی کرد هنوز اسرار خود را با کسی جز تو نمی گویمیقین دارم سکوتم را شبی فریاد خواهی کرد میان جنگ با دشمن، دلم لرزید تا دیدمتو آن یاری که با ه...
تناقض 2
-
تاریخ: 1401/11/22 ساعت: 4:04
تناقض 2 :: منتخب اشعار حمید رفائی منتخب اشعار حمید رفائیمنتخب اشعار حمید رفائی بایگانی آخرین مطالب پربیننده ترین مطالب محبوب ترین مطالب نویسندگان پیوندهای روزانه پیوندها يكشنبه, ۹ بهمن ۱۴۰۱، ۱۰:۵۱ ب.ظ Hamid Poem ۰ ۰ ۰۱/۱۱/۰۹ Hamid Poem نظرات Adblock test (Why?)
زخم و نمک
-
تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 15:19
جایی میان برزخ و دوزخ نشاندیامشعری بخوان بهانهی چشمانتظاریام از خندههای خیس بدم آمده ولیباید چطور سَر شود این بیقراریام؟! در آینه به جز تو کسی را ندیدهامبا من چه کردهای که ز خود هم فراریام؟! دستِ تو دادهام همهی خویش را ولیتو چون همه مرا به خدا میسپاریام این بغض میکُشد بهخدا آخرش مرا طعنه بزن دوبار...
چشم مست
-
تاریخ: 1401/4/13 ساعت: 15:19
گفته بودم دچارخواهی شدو چو من بی قرار خواهی شد باده از چشم مست من خوردیگفته بودم خمار خواهی شد هر که دریای خویش را پس زدپس زدی.... شوره زار خواهی شد صید بی دست و پای من زین پسبا کلوخی شکارخواهی شد گفته بودم نرو که بعد از اینبازی روزگار خواهی شد مثل من خسته ای و میفهممگفته بودم که زار خواهی شد......
شیر و شغال
-
تاریخ: 1399/3/25 ساعت: 1:42
بی اختیار دست به دامان شعر شدتا دید با سوال به جایی نمیرسد وقتی حرام مد شده باشد کسی دگربا روزی حلال به جایی نمیرسد من بی هنر نبوده ام اما میان کوهیک کوزه سفال به جایی نمیرسد مرداب ها به ساحل دریا نمیرسندپس شک نکن محال به جایی نمیرسد دم می دهد تکان که به نانی رسیده استغافل که با خیال به جایی نمیرسد ...
شیر و شغال ۲
-
تاریخ: 1399/3/25 ساعت: 1:42
شعر کرونایی
-
تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 12:56
کرونا قدرت عجیبی داشتهمه چیز و درست می فهمیممرگ وقتی سراغمون اومدتازه میگیم، زندگی کردیم؟ کرونا عشق و تازه معنی کرداین شبا که از این بلا سردههیچ کس، فکر عاشقی هم نیستهر کسی جونشو بغل کرده کرونا درد جا
رویا
-
تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 7:36
یه رویا تو قلبم پر از بودنهخودم رو کنارت تجسم کنمبهت خیره شم اون قدر که یه روزخودم رو تو چشمای تو گم کنم بهت خیره شم تو همون حال خوشخودم رو تو آغوش تو جا کنمبرای روزایی که دلواپسمبخندی چشاتو تماشا کنم
عاشقانه ۴
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
قلم و اشک و شعر و شب، یعنی...باید این بار استخاره کنماز تو گفتن همیشه راحت نیستشاید این بار استعاره کنم xa0 زخم یعنی تو رو نمیبینمنمکِ زخم، اینه دنیامیهی نمک روی زخم من، بسه...چجوری توی خواب و رویامی؟ xa0
دچار....
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
غزلی تازه: مرا شکسته اگر روزگار، حرفی نیست...جهان به تو بکند افتخار حرفی نیست... نوشته بود چه اندازه ساده بود این عشقشبیه عشق معما بیار... حرفی نیست! نه این که از سر لج ساکتم، نه، باور کنبدون تو شده د
قفس...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
منی که بال پروازم شکسته قفس را هم که بر داری اسیرم اگر تو عاشقی در این جماعت همان بهتر درش را گل بگیرم #حمید_رفائی
از این خانه خواهم رفت...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
روزی خودم را دست باران می سپارمروزی که دیگر خنده هایم غم نداردروزی که قلبم با سکوتی سرد فهمیددیگر تو را هم در کنارش کم ندارد xa0 من در جدال عقل و دل فهمیده ام کهیا رومی رومی شوم یا زنگ زنگیمن عقل و دل ر
شاعرانه4
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
برای ثانیه ای جای قلب من باشی...به حال من نشدی گر دچار، حرفی نیست...xa0#حمید_رفائی #شعر#شاعر#غزل#کلاسیک#شعر_معاصر#غم#غمگین#هنر#عکس#طراح#طراحی#عکس_نوشته#عشق#عاشقانه
تلخ
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
شده ایا که غمی درد به جانت بدهد؟تا که لب وا بکنی، سنگ دهانت بدهد شده ایا که امیدت به کسی باشد و بعد...ـناگهان او چو همه زخم زبانت بدهد؟ به گمانت به ته درد رسیدی ، اما...و زمان بدتر از آن درد نشانت بده
شعر بارانی
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
❤❤این که من باشم و یک شهر بدون تو، بس است کاش باران نزند موقع دلتنگی ما #حمید_رفائیxa0@hamidrefaeipoem
ترانه۳
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
#ترانهدارم از دست تو میرم ،xa0من به جایی نرسیدمچشماتو قبله ی من کنبه خدایی نرسیدم چه گناهی کرده قلبمxa0که دلم شبیه دریاستتو که میری از کنارمxa0یه کویر سرد و تنهاست دلم آشوبه عزیزم،xa0روزگارم تیره و تاربیا دست
رد پا....
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
امیدی نیست بر من، خوب میدانی پریشانممرا گر خضر هم از نو بسازد، باز ویرانم شبیه گیسوان تو پس از باران که جانگیر استدمی خوب است حالم، گاهی از این غم پریشانم مرا گر پس زدی از خود، ملالی نیست، میفهممکه من
بابلسر...
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 20:36
اخر پاییز...
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 16:07
گفتی اول عاشقت هستم ولی حالا ببین من چگونه از تو و عشقِ نگاهت دلخورم من همان اول که گفتم گرچه حالا عاشقی جوجه ها را اخر پاییز باید بشمرم #حمید_رفائیxa0 @hamidrefaeipoem
مرگ
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 16:07
این روز ها که بی تو سرم گرم زندگیست با شعر، با ترانه دلم تنگ می شود اصلا نیاز نیست دلیلی بیاوری من، خود به هر بهانه دلم تنگ می شود من روز ها اگرچه دلم در پی تو بود این روز ها شبانه دلم تنگ میشود با